قلعه شاهدژ نهبندان

قلعه شاهدژ

قلعه نهبندان مربوط به دوره اشکانیان – دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در نهبندان، بافت قدیم شهر واقع شده است. این بنا که به نام‌های شاهدژ و شاه دزد نیز نامیده می‌شد، بنایی دفاعی و نظامی است که به پادگان بزرگ شباهت دارد و طبق بررسی‌های انجام شده ظرفیت ۳ هزار نفر را داشته است.

معماری ایرانی قلعه نهبندان منحصر به فرد می‌باشد زیرا سنگ‌های مورد استفاده در این قلعه بدون استفاده از هیچ نوع ساروج یا ملاتی، دیوارهای قلعه را ایجاد کرده‌اند.این اثر در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۷۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۳۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

قلعه شاهدژ

قلعه شاهدژ در ۶کیلومتری نهبندان در استان خراسان جنوبی است
قلعه شاهدژ از جاهای دیدنی نهبندان به شمار می‌رود و در ۶ کیلومتری شرق نهبندان و ابتدای جاده «نهبندان-زابل» در نزدیکی روستای خوانشرف در ارتفاع ۱۴۱۰ متری از دریای آزاد، در فضای وسیع قله‌ی کوهی منفرد که از اطراف به دشت‌های باز و وسیع روستا اشراف دارد قرار گرفته است. قلعه شاهدژ به ابعاد ۲۵۰ در ۳۷۰ متر طول و عرض و حدود ۵۳ هزار و ۲۷۲ متر مربع مساحت به عنوان بزرگترین و وسیع‌ترین قلعه کوهستانی شرق ایران و یکی از بزرگترین قلعه‌های کوهستانی ایران یکی از منابع بالقوه اقتصادی در منطقه به شمار می‌رود. قدمت قلعه شاهدژ به دوره ساسانی می‌رسد. بیشترین توسعه قلعه شاهدژ در دوره اسماعیلیه بوده است. اسماعیلیان در قرن پنجم قلعه را از شاه شجاع خریداری کردند و بر حسب نیاز به توسعه و استحکام‌بخشی آن اقدام کردند. در این دوران جمعیتی بیش از ۳۰۰۰ نفر در این قلعه زندگی می‌کردند و در واقع یک نوع قلعه شهر بوده است. این قلعه در موقعیتی استراتژیک قرار گرفته و در محل عبور کاروان‌ها از چندین مسیر به این شهر واقع شده است.

معماری

قلعة نهبندان به صورت دایره­ای­شکل بنیان یافته و دورتادور آن را چند عدد برج احاطه کرده است. امروزه تنها بقایای هشت عدد برج قابل شناسایی است. عمده مصالح ساختارهای معماری این قلعه خشت و چینه است هرچند در موارد اندکی نیز از آجر استفاده شده است. خشت­های به­دست­آمده عمدتاً به ابعاد 25×25، 50×50، 25×13 و ضخامت 5 و10 سانتی­متر هستند. استفاده از ملات گچ نیز در کف و دیوارة برخی اتاق­ها به چشم می‌خورد. فضاهای معماری نشان­دهندۀ سکونت مستمر در این قلعه است؛ به­طوری­که ساختارهای معماری بارها مرمت، تخریب و بازسازی شده است. اصالت شیوه­های معماری در این شرایط قابل تشخیص نیست، آن­چنان­که آثار فرهنگی نیز بسیار درهم­آمیخته شده­اند؛ برای مثال سفال­های اشکانی در لابه­لای خشت­ و چینه و در عمق­های بالا و سفال­های شاخص صفوی در عمق­های پایینی به­دست می­آیند. این درهم آشفتگی مواد فرهنگی و ساختارهای معماری، انتساب یک لایة به­خصوص را به دوره­ای خاص ناممکن ساخته است. به­نظرمی­رسد کاوش در مقیاس گسترده بتواند تاحدودی این مشکل را برطرف­کند.

براساس کاوش­ها و بررسی­های انجام­شده، مهم­ترین اجزای معماری قلعه که در حال حاضر تا حدودی قابل تشخیص­اند، عبارت­اند از: 1- بارو، 2- برج، 3- ارگ یا کهن‌دژ، 4- ورودی، 5- ساختارهای داخلی،6-حیاط، 7- چاه، 8- خندق.